• تاریخ انتشار:93/9/1 - 12:12
  • شماره مطلب:13939113713
  • تعداد نظرات:1
معرفی کتاب

یکی از زنان قهرمان قرن21 را بشناسید/خاطرات مرضيه دباغ

سوزن هاي ته‌گرد را بر انگشتانش نهادند، چشمان زن بسته بود، جایي را نمي‌ديد٬ ناگهان دستانش را به ديوار كوبيدند٬ سوزن ها از زير ناخن‌ها تا ته فرو رفتند، درد استخوان‌هاي زن را مي‌سوزاند٬ اما لب از لب نمي گشود.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از سایت حرف تو ، سوزن هاي ته‌گرد را بر انگشتانش نهادند، چشمان زن بسته بود، جایي را نمي‌ديد٬  ناگهان دستانش را به ديوار كوبيدند٬ سوزن ها از زير ناخن‌ها تا ته فرو رفتند، درد استخوان‌هاي زن را مي‌سوزاند٬ اما لب از لب نمي گشود. خاموش كردن ته سيگار روي بدن زن‌ها از دوران جنگ ويتنام مد شده بود، آمريكایي ها كشف كرده بودند  زنان "ويت كنگ" تنها با اين شيوه لب به سخن باز مي‌كنند. ساواكي‌ها زن را روي تخت خواباندند، پس از ناسزاهاي تكان دهنده و سرگيجه آور حالا سيگارهاي خود را روي بدن او خاموش مي‌كردند٬  بي فايده بود، گويا بايد به دنبال راه ديگري مي بودند.
زن٬ ديگر جاي سالمي در بدنش براي شكنجه شدن نداشت٬ دخترانش را آوردند٬ حالا نوبت آنها بود  راضيه و رضوان ۱۳-۱۴ ساله بودند٬ آن‌قدر آنها را زدند و كوفتند و سوختند كه زن دعا مي‌كرد دختركانش زودتر بميرند تا اين‌قدر زجر نكشند٬ زن اما مگر حرف مي‌زد٬ هرگز!
آن زن مرضيه حديدچي (دباغ) بود...

زنی را در نظر بگیرید که با داشتن 8 فرزند به مبارزه پنهانی و پخش اعلامیه و مسافرتهای مختلف در مسیر مبارزه مشغول است، به زندان می رود و شکنجه می شود و دختر نوجوانش را نیز زندانی کرده و برای گرفتن اعتراف از او مورد شدیدترین و وحشیانه ترین شکنجه ها قرار می دهند اما این زن کوچکتری اعتراف و همراهی با بازجویانش نمی کند، ماهها دوری از فرزندانش را همراه شکنجه و زندان تحمل می کند و سرانجام به علت جراحات و زخم های ناشی از شکنجه های متعدد از زندان آزاد و مدتی در بیمارستان بستری می شود و بعد هم راه هجرت در پیش می گیرد و به لبنان و سوریه می رود و آموزش نظامی می بیند و به عنوان عضوی از گروه شهید محمد منتظری فعالیت می کند، بعد از پیروزی انقلاب به عنوان فرمانده سپاه همدان انتخاب شده و مسلسل به دست می گیرد.این کتاب سرگذشت چنین زنی است.
خاطرات خانم دباغ سرشار از نکته ها و حکایات خواندنی و عجیب است. البته اگر ضعفهای کتاب که گردآورنده خود نیز به آن اشاره می کند تا حدودی کمتر می شد و شاهد چاپ خاطرات به صورت کاملتر و مفصل تر بودیم و پرشهای زمانی طولانی را در آن مشاهده نمی کردیم و پیوستگی رویدادها حفظ می شد، با یکی از شاهکارهای خاطرات انقلاب و دفاع مقدس روبرو می شدیم اما همین مقدار نیز بقدری جذابیت و درسهای عمیق دارد که بتوان درباره آن فیلمها ساخت و نقدها نوشت و... اما ظاهرا در این روزگار نه کسی جرات ساخت فیلم هایی از این دست دارد و نه مسئولی و ارگانی به فکر تامین بودجه و حمایت از ساخت چنین فیلم هایی.
خاطرات مرضیه حدیدچی( دباغ) را آقای محسن کاظمی گردآوری کرده و انتشارات سوره مهر در 342 صفحه به چاپ رسانده است.

انتهای پیام/غ

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.
تصویر مصطفی
خداوند این بانوی مجاهد را با اهل بیت محشور کند . آمین