بررسی اندیشه های متفکران انقلاب اسلامی به جایگاه زن
1400/11/13 - 11:02
تاریخ و ساعت خبر:
116839
کد خبر:
ایران قوی 4/ ثریا احمدی کارشناس روانشناسی

بررسی اندیشه های متفکران انقلاب اسلامی به جایگاه زن

زن مربّي و اولين کلاس جامعه، دامان اوست. در دامان اوست که کودک مهر و محبت و صفا و صميميّت را می¬آموزد و به خود مي¬بالد و شکوفا مي¬شود و انسان¬هاي بزرگ پيدا مي¬شوند؛ از دامان اوست که سازندگان جامعه پا به اجتماع مي¬گذارند و سعادت برمي¬خيزد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس - کردستان: بررسی جایگاه زن در دیدگاه اسلامی و تشریح منزلت زن به صورتی عملی وآنچه اتفاق افتاده و نه آرمانی و خیال پردازانه . بشريت، هيچ دين و تمدني به اين اندازه که قرآن نسبت به زن به طور کامل مطابق با فطرت و روحيات او توجه دارد را سراغ ندارد .قرآن ملاک برتري، تقوي و معنويت است. جنسيت نمي تواند معيار برتري باشد و هرگز محدويت براي کسب کمالات نيست. از نگاه قرآن، زن و مرد هر دو انسانند؛ هر دو مخلوق خدا و هر دو برابرند. قرآن کریم و پیامبر (ص) زنان را با حقوق خود آشنا ساخته اند و به آنان این جرات و جسارت داده شده که حق خود را به دست آورند و این عمل دقیقاً تکلیفی بود که خداي تعالی بر دوش پیامبر نهاده بود؛ حجاب، قوانین حقوقی، سلامت اخلاقی و حضور زنان در اجتماع، بخشی از تلاش الهی است براي احیاء حقوق زنان که توسط دین مبین اسلام به منصه ي ظهور رسیده و حاصل آن تحولی بی نظیر در مقام و سبک زندگی زنان بود.
مقدمه
زن مربّي و اولين کلاس جامعه، دامان اوست. در دامان اوست که کودک مهر و محبت و صفا و صميميّت را می آموزد و به خود مي بالد و شکوفا مي شود و انسان هاي بزرگ پيدا مي شوند؛ از دامان اوست که سازندگان جامعه پا به اجتماع مي گذارند و سعادت برمي خيزد. قرآن کريم هدايت جامعه را از افراد خانواده آغاز مي کند، زيرا جامعه را قوم و قبيله و عشيره و گروه مي سازد و هر يک از اين ها نيز از کانون خانواده و افراد سرچشمه مي گيرد. اين هدايت عظيم و رشد و بالندگي فرد و جامعه در مرحله ي اول به عهده ي زن و در کانون خانواده است (اکبری مفاخر و همکاران، 1388).
زن، به عنوان نیمی از بشریت و عضوی جدّی و غیرقابل چشم پوشی در کانون بزرگ جامعه انسانی و نیز به عنوان یکی از دو رکن پدیدآورنده بنیان خانواده، در طول تاریخ، داوری های گوناگونی را نسبت به خود دیده است و شرایط بسیار ناهمگون و نامساعدی را پشت سر نهاده است. نگاهی گذرا به تاریخ چنین می نماید که زن در بیشتر مقاطع و در بیشتر جوامع از نوعی محرومیّت رنج برده است و حقوق انسانی او تحت سلطه و سیطره مردان و فرهنگ مردسالاری تضییع شده است (مطهری، 1396).
عدالت مهم ترین آرمان و آرزوی بشر از آغاز خلقت تا کنون بوده است. عدالت عرصه های گوناگونی دارد؛ اما در این میان، عدالت در حقوق متقابل زن و مرد به عنوان دو رکن عالم هستی جایگاهی بس ویژه دارد. زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال خداوند می باشد و هر کدام در نظام آفرینش مقامی خاص و ویژه دارند و هدف هر دو رسیدن به کمال است؛ بدون این که بر یکدیگر برتری داشته باشند. از نظر قرآن جنسیت مهم نیست، بلکه ملاک در نزد خداوند تقوا است. زن و مرد اگر چه از نظر جنسیت متفاوتند ولی از نظر انسانیت برابر هستند. علت تفاوت حقوق بین زن و مرد را باید در تفاوت های وجودی میان زن و مرد جست و جو کرد .اسلام بر اساس تفاوت های فراوانی میان زن و مرد از لحاظ جسمی، روانی، احساسی و بر پایه فطرت انسانی، حقوق خویش را وضع نموده است .با عنایت به این تفاوت ها، حقوقی برای زن و حقوقی برای مرد قائل شده است (زمانی دارانی و همکاران، 1396).
قرآن زن را شخصيتي با کرامت و محترم و داراي حقوق اجتماعي، مادي و معنوي قرار داده است و از او به عنوان يکي از ارکان جامعه ياد می کند که در مناسبات اجتماعي مؤثراست. قرآن محروميت هاي زنان را مورد بررسي قرار مي دهد، تلويحاً زن ايده آل را معرفي مي کند و در جهت نيل به چنين شخصيتي، شخصيت هاي الگوي زنانه و راهکارهايي را جهت سعادت دنيوي و اخروي زن، بيان مي کند. قرآن احقاق حقوق مادي و معنوي زنان و اصالت دادن به شخصيت زن که حافظ سنت و خانواده و نسل و عامل شکوفايي جامعه است، را بيان مي کند و خواهان تحقق اين مهم است. قرآن در کل خواهان رفع تمام محروميت ها از زنان است تا حقوق طبيعي آنان استيفاء شود .از نگاه قرآن، زن و مرد هر دو انسانند؛ هر دو مخلوق خدايند و هر دو برابر، امّا اين برابري در کمالات و دستيابي به مقامات معنوي و انساني، بندگي و تعبّد الهي و کرامت وجودي انسان بر سايرين است، نه در احکام و وظايف. از سوي ديگر، هر دو به يک اندازه در بنيان خانواده، اجتماع و بقاي نسل آدمي سهيمند (اکبری مفاخر و همکاران، 1388). با عنایت به اهمیت و ضرورت اصل برابری، در آموزه های اسلامی این مهم واجد اهمیت بسزایی بوده، جایگاه ویژه ای دارد. پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) با مثال ساده و پرمعنایی این آزادی و برابری بشری را بیان کرده، فرموده اند: انسان ها آزاد هستند و همگی مانند دانه های شانه از لحاظ آفرینش و حقوق انسانی برابرند (احمدی نژاد و امین الرعایا، 1399).
زن و مرد تکمیل کننده یکدیگر
از جمله دیدگاه های منفی که در جوامع بشری نسبت به زن مطرح بوده، این است که اساساً آفرینش زن طفیل وجود مرد است، زن آفریده شده است تا نیازهای مرد را برآورده سازد و به همین نسبت ارزش گذاری و منزلت اجتماعی زن در مقایسه مرد، فرعی و حاشیه ای به حساب می آید! امّا قرآن، هیچ یک از زن و مرد را فرع وجود دیگری ندانسته است، بلکه هردو را در عرض هم و تکمیل کننده یکدیگر به شمار آورده است و هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است. اسلام می گوید هریک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند: «هنّ لباس لکم وأنتم لباس لهنّ…» (زنان زینت و پوشش مردان و مردان نیز زینت و پوشش زنان هستند). با توجه به این آیه، زن و مرد یکدیگر را از انحراف ها نگاه می دارند، نارسایی های یکدیگر را می پوشانند و وسیله آسایش یکدیگرند. از این رو هریک زینت دیگری به شمار می آید. این تعبیر آیه نهایت ارتباط معنوی زن و مرد و نزدیکی و مساوات آنها را روشن می سازد. همـان تعبیر که درباره مردان آمده درباره زنان نیز بدون کم و کاست آمده است (وسقمی ، 1387).
از دیگر دیدگاه های منفی نسبت به زن این است که وجود زن را شرّی ناگزیر دانسته اند، درحالی که قرآن وجود زن را مایه آرامش مرد معرفی کرده است: «ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها» . از آیات و نشانه های خداوند این است که همسرانی از جنس خود شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید. این آیه جزء مجموعه آیاتی است که از آفرینش و نشانه های الهی سخن گفته و آیات توحیدی را ارائه می دهند. در این آیه زن را سبب آرامش معرفی می کند و از پیوند میان همسران (زن و مرد) که جاذبه، کشش قلبی و روحانی سرمایه آن است سخن می گوید و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهی مطرح می شود (فرزند وحی، 1393).
تفاوت های طبیعی زن و مرد
به باور استاد مطهری (1391) تفاوت های موجود در آفرینش و طبیعت زن و مرد باعث می شود که زن و مرد از جهت حقوق طبیعی و فطری وضع ناهمگونی داشته باشند. روابط حقوقی خانوادگیِ زن و مرد در دیدگاه قرآن ویژگی هایی دارد که با فرهنگ جاهلیِ پیش از اسلام و فرهنگ امروزی نیز متفاوت است. یعنی زن از آن جهت که زن است و مرد نیز از آن جهت که مرد است در جهاتی همانند نیستند، زیرا در آفرینش و طبیعت، یک نواخت نیستند. از این رو با تساوی کاملی که در انسانیّت دارند و از ارزش یکسانی برخوردارند، از جهت مسائل حقوقی، وظایف، تکالیف، مجازات ها و… وضع مشابهی ندارند. در عصر کنونی سعی می شود، میان زن و مرد از جهت وضع قوانین، مقررات، حقوق و وظایف، وضع یکسان و همانندی پدید آورند و تفاوت های طبیعی و غریزی زن و مرد را نادیده بگیرند. استاد مطهری، تساوی حقوق زن و مرد را حقیقتی مسلّم دانسته است امّا تشابه و همانندی را نادرست و غیرممکن شمرده است، زیرا با توجّه به ساختار آفرینشی زن و مرد و ویژگی ها و نیازهای جسمی و روحی آنان، حقوق مشابه، نه ممکن است و نه سزاوار، بلکه شایسته است که زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد و در حدودی که طبیعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا می کند حقوق آنان نیز تفاوت داشته باشد. این سخن با عدالت و حقوق فطری سازگار است و سعادت انسان با چنین منطقِ هماهنگ با آفرینش تأمین می شود، زیرا زن و مرد با توانایی ها و نیازهای متفاوتی که از طبیعت گرفته اند در عرصه اجتماعی، خانواده و… ظاهر می شوند، بنابراین با سندهایی که قانون طبیعی و چگونگی آفرینش به زن و مرد داده، حقوق هریک مشخص می شود. سرپیچی از این قانونمندی سبب ظلم به زن یا مرد می شود. با نادیده گرفتن تفاوت طبیعی و چشم بر واقعیّت بستن به حق انسانی تجاوز می شود، این سرپیچی ممکن است با شعارهای فریبنده ای چون حقوق مشابه زن و مرد باشد (وسقمی ، 1387).
عظمت حقوقي زن در قرآن
قرآن زن را با مرد در پذيرش تکاليف شرعي و آنچه که از پاداش و جزاء که آن را مبدأ تکليف وحدت مي نامند، متساوي مي داند. تساوي در تکاليف شرعي و واجبات و جزاء و پاداش يک پديده ي عام در خطابات تشريعي، قرآن و سنت است. براساس مبدأ تکليف، مذکر و مؤنث در همه ي امور دين و دنيا تکليفي متساوي دارند. «اما کساني که زندگي پرهيزگارانه اي را در پيش مي گيرند، چه مذکر چه مؤنث، در صورتي که ايمان داشته باشند، به بهشت وارد مي شوند؛ بدون کوچک ترين بي عدالتي» و «هرکس اعمال پرهيزکارانه انجام دهد، مذکر يا مؤنث، در حالي که ايمان داشته باشد، ما مطمئناً زندگي سعادتمندانه اي در اين دنيا به او خواهيم داد و در روز قضاوت به خاطر اعمال پرهيزکارانه شان مطمئناً پاداش آن ها را کامل خواهيم پرداخت» و «مردان تسليم شده، زنان تسليم شده، مردان مؤمن، زنان مؤمن، مردان صدقه دهنده، زنان صدقه دهنده، مردان روزه دار، زنان روزه دار، مردان پاکدامن، زنان پاکدامن و مرداني که غالباً به ذکر خدا مشغولند و زنان ذکرکننده؛ خدا براي آن ها آمرزش و پاداشي عظيم مهيا کرده است» . براین اساس قرآن تقريري عام براي جايگاه زن قائل است که در آن زن با مرد در زمين هي امور عام و خاص و اداي امانت يکسان است. قرآن اعلان مي دارد زنان مانند مردان مالک بهره ي کار و زحمت شان مي باشد و حقوق او را در خريد و فروش و تملک غيره ثابت می کند؛ «مردان نصيبي از آنچه به دست می آورند دارند، و زنان نيز نصيبي» و به زن در قرآن آزادي اقتصادي داده شده که مساوي با مرد است و تفسير اين آزادي آن است که زن قانوناً قدرت آن را دارد که مالک شود و مانع از آن شود که در ملکيت او دخل و تصرف شود؛ «مردان از آنچه والدين و خويشاوندان باقي مي گذارند سهمي مي برند، زنان هم از آنچه والدين و خويشاوندان باقي مي گذارند سهمي مي گيرند. ارثيه چه کم باشد و چه زياد (زنان باید) سهمي معين بگيرند» . زن توانايي مالک شدن و حق تجارت و داد و ستد و ساير تصرفات مباح را در امور مالي دارد و کسي حق تجاوز و دخل وتصرف به اين حقوق را ندارد.
از جمله نشانه هاي ديگر تقدير اجتماعي و حقوقي زن اين است که او به آساني و رايگان قابل دسترس نبوده و دست يافتن به او ميسر نيست، قرار دادن حق «مهريه» است که به زن يک اعتبار مالي به نشانه ي تقدير از او مي بخشيد؛ و بر اين اساس مرد وظيفه دارد در آغاز پيمان زناشويي و زندگي مشترک مهريه اي را به عنوان پيشکش و هديه براي همسر خويش در نظر بگيرد و تقديمش کند، البته اين پيشکش منحصر و مختص به زن است و هيچ کس ديگري در آن سهمي ندارد. از همين رو خداوند در قرآن می فرمايد: «براي شوهر حلال نيست تا چيزي را که به او داده است، پس بگيرد... اين ها قوانين خداست؛ از حدود آن ها تجاوز نکنيد. کساني که از حدود قوانين خدا تجاوز کنند، بي عدالتي مي کنند» . همچنین در آیه ای دیگر از قرآن آمده: «مهر زنان را در کمال رضايت و طيب خاطر به آنها بپردازيد» (قرآن کریم، 1385؛ ترجمة مهدی الهی قمشه‌ای، 1385).
زن و مرد دارای حقوق برابر یا همانند
یکی از پرسش ها یا اشکال هایی که بر نگرش حقوقی قرآن نسبت به زن شده این است که: اگر اسلام زن را انسان تمام عیار می دانست حقوق مشابه و مساوی با مرد برای او وضع می کرد، لکن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست. پس زن را یک انسان واقعی نمی شمارد.
برای پاسخ دادن به این اشکال، نخست باید دید که آیا همسانی زن و مرد در حیثیّت انسانی و برابری آنها از جهت انسانیّت و حقوق، به معنای تشابه و یک نواختی آنها در حقوق است، یا تساوی امری غیر از تشابه است. استاد مطهری در این باره می نویسد:
تساوی غیر از تشابه است، تساوی برابری است و تشابه، یک نواختی؛ ممکن است پدری ثروت خود را به طور مساوی (از جهت ارزشی) میان فرزندان خود تقسیم کند، امّا به طور متشابه تقسیم نکند. مثلاً ممکن است این پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملک مزروعی و هم مستغلات تجاری، ولی نظر به اینکه قبلاً فرزندان خود را استعدادیابی کرده است، در یکی ذوق و سلیقه تجارت دیده است و در دیگری علاقه به کشاورزی و در سومی مستغل داری، هنگامی که می خواهد ثروت خود را تقسیم کند، با در نظرگرفتن اینکه آنچه به همه فرزندان می دهد از لحاظ ارزش مساوی با یکدیگر باشد و ترجیح و امتیازی از این جهت در کار نباشد، به هرکدام از فرزندان خود همان سرمایه را می دهد که قبلاً آزمایش استعدادیابی آن را مناسب یافته است (مطهری، 1391).
نتیجه‌گیری
از مجموع مباحث گفته شده، می توان به این نتایج دست یافت که وضعیّت زن در عرصه‌های خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در عصر جاهلی نابسامان، ظالمانه و تاریک بود و یکی از تحوّلات اساسی اسلام را باید در اصلاح جایگاه و موقعیّت انسانی و اجتماعی زنان دانست. همچنین بدون تردید، ارزش و منزلت زن در اسلام را باید از آیات صریح قرآن کریم و دیگر منابع اسلامی به دست آورد. در قرآن کریم هیچ برتری به جنسیّت داده نشده است، بلکه خداوند متعال عامل برتری را فقط تقوا ذکر کرده است.
در مورد حقوق اجتماعی زن در اسلام باید گفت که اسلام در حقوق اجتماعی مانند حقّ انتخاب همسر، مالکیت، شهادت و... مصلحت زن را در نظر گرفته است و اگر محدودیّت‌هایی در این زمینه قائل شده، صرفاً برای این است که زن دچار کمترین خسارت در عرصة مسائل اجتماعی نشود؛ مانند مسئلة شهادت، به خاطر اینکه زنان کمتر به جامعه کشیده شوند، اسلام تعیین کرده است که زنان در مورد حقّ‌النّاس در محکمه حاضر شوند و شهادت دهند. زن مسلمان در تصمیم‌های بزرگ سیاسی جامعه حضور فعّال دارد، برخلاف عصر جاهلیّت که از حضور زنان در مسائل سیاسی برای وسوسة دشمن استفاده می‌کردند و با آوردن زنان در میدان جنگ، به رزمندگان خود انگیزه می‌بخشیدند. در مورد حقوق مالی زن در اسلام نیز باید گفت که زن حقّ تصرّف کامل در اموال خود را دارد و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از او سلب کند. اگر در بعضی از موارد مثل ارث، سهم کمتری به زن تعلّق می‌گیرد، بدین خاطر است که زن وظیفة تأمین مخارج زندگی را بر عهده ندارد و مسئولیّت او با مرد است. به همین دلیل، در بعضی از موارد سهم کمتری برای زن در نظر گرفته شده است.
یکی از ریشه‌های مهمّ ستم‌های وارده بر زنان، فرهنگ ناپسند و غیردینی جوامع است. بسیاری از جوامع، پیام صحیح دین پیرامون زن را دریافت نکرده‌اند. بنابراین، حتّی اگر بهترین و عادلانه‌ترین قوانین وضع شود، تا زمانی که فرهنگ و اخلاق جامعه منحط است، به میزان بسیار کمی در بهبود وضعیّت توفیق خواهد داشت.
منابع
اکبری مفاخر، مظفر. (1388). عظمت حقوقي و اجتماعي زن در قرآن و سنت. کتاب ماه علوم اجتماعی دوره جدید، 21، 21-12.
احمدی نژاد، مریم و امین الرعایا، یاسر. (1399). حق زنان به شناسایی برابر با مردان؛ از منظر نظام بین المللی حقوق بشر و اسلام. مطالعات حقوق تطبیقی، 11(2)، 430-405.
زمانی دارانی، فاطمه؛ قریه ملکی، خاطره و ستاره سهیلی، محبوبه. (1396). تفاوت های مهم حقوقی زن و مرد. اولین همایش بین المللی و سومین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی، تهران.
فرزند وحی، جمال. (1393). نقد و بررسی برخی از حقوق سیاسی و اجتماعی زن در اسلام. پژوهشنامه معارف قرآنی، 5(16)، 151-123.
قرآن کریم. (1385). ترجمة مهدی الهی قمشه‌ای. قم: نشر جمال.
مطهری، مرتضی. (1396). کتاب نظام حقوق زن در اسلام. تهران: نشر صدرا.
مطهّری، مرتضی. (۱۳۹۱). زن و مسائل قضایی و سیاسی. چاپ اوّل. قم: انتشارات صدرا.
وسقمی، صدیقه. (۱۳۸۷). زن و فقه اسلام. تهران: صمدیّه.
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
قرآن، زن، حقوق، پایگاه اجتماعی، اسلام، جنسیت
اخبار مرتبط
ارسال نظر
  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اخبار پر بحث