همسر تنها شهید مدافع حرم خراسان جنوبی: برخلاف تصور برخی، شهدا اهل معاشرت و خانواده دوست هستند/ همسرم گفت: راضی نباشی نمی روم؛ آن دنیا جواب حضرت زینب (س) را خودت بده
1401/04/10 - 11:20
تاریخ و ساعت خبر:
139742
کد خبر:

همسر تنها شهید مدافع حرم خراسان جنوبی: برخلاف تصور برخی، شهدا اهل معاشرت و خانواده دوست هستند/ همسرم گفت: راضی نباشی نمی روم؛ آن دنیا جواب حضرت زینب (س) را خودت بده

همسر شهید مدافع حرم مرتضی بصیری پور،با اشاره به اینکه برخلاف تصوربرخی شهدا اهل معاشرت و خانواده دوست بوده اند، گفت: در مناسبت هایی مثل ایام شهادت و ولادت ائمه(ع) تولدمان، سالگرد ازدواج مان.. .جای خالی آقا مرتضی خیلی احساس می شود اما از راهی که رفت و شهادتش ناراحت نیستم!.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس - از خراسان جنوبی: به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) که در تقویم کشور ما روز ازدواج نام گذاری شده است به دیدار فهیمه احسانی فر ، همسر تنها شهید مدافع حرم استان خراسان جنوبی رفته ایم . بانویی که در ابعاد مختلف زندگی اش سعی کرده سبک زندگی فاطمی و علوی را جاری و ساری نماید.
با وی که بنابرگفته مقام معظم رهبری « الگوی سوم » دختران و زنان جهان اسلام هستند در خصوص ازدواجش با شهید مرتضی و خاطرات شیرین سال ها زندگی مشترکشان صحبت کردیم، از روزهای خوش در کنار هم بودن تا روزهای سرخ شهادت و دلنتنگی های همسرانه و بزرگ کردن تنها پسرشان طاها ... گفت وگویی که خواندن آن خالی از لطف نیست .
فهیمه احسانی فر همسر شهید مرتضی بصیری پور تنها شهید مدافع حرم خراسان جنوبی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس در خصوص نحو آشنای اش با همسرش گفت: ما از قبل هیچ آشنایی با هم نداشتیم واسطه ازدواج ما خاله آقا مرتضی بود که ایشان عروس خاله بنده هستند.
وی ادامه داد: بعد از معرفی ما به هم چند جلسه رفت و آمد خانوادگی با هم داشتیم و آشنایی که مدت دو ماه نسبت به هم کسب کردیم تقریبا به شناخت کافی رسیدیم و تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم.
احسان فرد گفت: در خرداد سال ۹۱ ایشان همراه خانواده رسما به خواستگاری بنده آمدند در ۱۵ تیر همان سال عقد کردیم و در ۱۸ آبان ۹۱ ازدواج کردیم.

وی ایمان و اخلاق را مهم ترین معیارهایش برای انتخاب همسر برشمرد و گفت: اصلا مادیات و شغل فرد برایم مهم نبود و در برخورد اول با آقا مرتضی نمی دانستم که شغلشان چیست!.
همسر شهید بصیری پور ادامه داد: در اولین جلسه صحبت مان آقا مرتضی گفت که بنده یک کارگر ساده در جایگاه سوخت هستم که حقوق و درآمد زیادی ندارم، از آنجایی که من به پول اهمیتی نمی دادم و ملاک اصلی انتخاب همسر برای من اخلاق و ایمان بود، پذیرفتم.
احسانی فر افزود: اگر فردی با اخلاق و با ایمان باشد اگر صاحب پول و مقام هم نباشد می توان با او خوشبخت بود و خوب زندگی کرد چرا که همچین فردی حتما با خانواده و اطرافیانش به درستی رفتار می کند.
وی اظهار داشت: من در ۵ سال زندگی مشترک با شهید هرگز به مشکل مالی و مسئله ای برنخوردم و الحمدالله زندگی خوبی داشتیم.
همسر شهید بصیری پور گفت: زندگی مشترک ما بسیار معمولی بود؛ عبادت، تفریحات، کمک به دیگران را داشتیم اما در حد معمولی و هیچ وقت فکر شهادت آقا مرتضی به ذهنم نمی رسید؛ اما بعد از شهادت ایشان متوجه شدم آقا مرتضی تمام کارهایش را برای رضای خدا و اطرافیان انجام می داد.
وی به همراهمی و کمک شهید در امورات منزل اشاره کرد و گفت: همیشه با من و فرزندمان با احترام و محبت رفتار می کرد خیلی به ندرت باهم بحثی می کردیم و اگر بگو و مگو و اختلاف سلیقه ای بود سریعا ایشان پیش قدم می شد و به ناراحتی پایان می داد.
احسان فر عنوان کرد: شهید در سال ۹۴ به استخدام مجموعه سپاه در چابهار درآمد و بارها داوطلب رفتن به سوریه و عراق شد اما چون چابهار منطقه عملیاتی بود، موافقت نمی کردند تا اینکه بالاخره با اصراری که خودش داشت اسم آقا مرتضی را در لیست داوطلبان اعزام به مناطق عملیاتی سوریه نوشتند.

وی ادامه داد: یک روز به من گفت که برای دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام ثبت نام کرده است به ایشان گفتم « حالا که اسم نوشتی بهم میگی، با خنده بهم گفت اگه راضی نباشی نمیرم ولی تو اون دنیا باید جواب حضرت زینب (س) رو خودت بدی.»
همسر شهید بصیری پور گفت: من با رفتن شهید به سوریه مشکلی نداشتم اما حضور در منطقه جنگی دلهره خاص خودش را دارد البته معتقد بودم اگر خدا بخواهد که مرتضی شهید بشود هیچ چیز نمی تواند مانع شود و برعکس.
وی بیان کرد: در ۲۱ اسفند سال۹۶ ایشان به سوریه اعزام شد روز پرواز به علت کاهش کیفیت‌ هوا پروازشان به تاخیر افتاد، طاها فرزندمان خیلی گریه می کرد و از آغوش پدرش جدا نمی شد طوری که مردمی که اونجا بودند همه نگاهمان می کردند ! طاها هیچ وقت اینقدر بی تابی نمی کرد ، آن روزها طاها سه سال داشت و گویی شهادت پدرش به او الهام شده بود .
وی گفت: وقتی دلتنگ شهید می شوم با طاها بر سر مزار شهید می رویم و با او صحبت می کنم.
احسان فر با اشاره به اینکه خیلی از جاها در این مدت نظر و عنایت شهیدم را دیده ام، گفت: اوایل خیلی طاها بی تابی می کرد و بهانه بابایش را می گرفت یادم هست که یک شب خیلی تب کرد .. واقعا خسته شده بودم از خود آقا مرتضی خواستم در این تنهایی کمکم کند که واقعا همان طور شد و بچه آرام گرفت.

همسر شهید بصیری پور با بیان اینکه خداوند به من و طاها صبر و تحمل خوبی عنایت کرده است، گفت: در مناسبت هایی مثل ایام شهادت ائمه، ولادت، تولدمان، سالگرد ازدواج جای خالی آقا مرتضی خیلی احساس می شود یا وقتی طاها بچه ای رو می بینه که دست کنار پدرش راه می رود ، مدت زیادی به آنها زُل می زند... این چیزها گاهی اوقات اذیتم می کند اما هرگز از راهی که شهید رفته و شهادتش ناراحت نیستم.
همسر شهید به روز تشیع جنازه شهید اشاره کرد و گفت:آن روز مردم خیلی لطف داشتند و اجتماع عظیمی در تشییع جنازه شهید شرکت کردند و به علت ازدحام جمعیت نتوانستم چند دقیقه با آقا مرتضی تنها باشم.
وی ادامه داد: گاهی اوقات می گویم « ای کاش دوباره آقا مرتضی رو از نزدیک می دیم و ازش میخواستم تا از سفری‌ که رفت و عهدی که با خدا و حضرت زینب(س) بست برایم صحبت کند.»
وی ادامه داد: برخی فکر می کنند افرادی که این راه را انتخاب می کنند هرگز خانواده برایشان مهم نبوده اما این طور نیست آقا مرتضی به شدت اهل معاشرت با اطرافیان و خانواده دوست بود اما نمی دانم چه عهد و معامله ای با خدا و اهل بیت(ع) خصوصا حضرت زینب(س) کرد که به فیض شهادت رسید.
انتهای پیام/

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
سالزوز ازدواج، امام علی و حضرت زهرا س ، شهید مدافع حرم، نخستین شهید مدافع حرم ، خراسان جنوبی، شهید مرتضی بصیری پور
اخبار مرتبط
ارسال نظر
  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اخبار پر بحث