• تاریخ انتشار:96/5/21 - 10:57
  • شماره مطلب:139652145128
  • تعداد نظرات:0
مجتبی زارعی

آفتاب آمد دلیل آفتاب؛ چرا ایرانیان تصویر «پارلمان» و «محسن» را «پژوهشگرانه» دیدند؟

عکس‌ها و رسم‌های این روزهای تهران و ایران دیدنی است؛ دریک جبهه ناز و غمزه و عشوه‌های سیاسی برای مار سمّی خوش خط و خال اروپایی در بهارستان و در جبهه‌ای دیگر تصویر محسن حججی قُدّسَ سِرّه که شد حجت ایرانیان!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس،عکس‌ها و رسم‌های این روزهای تهران و ایران دیدنی است؛ دریک جبهه ناز و غمزه و عشوه‌های سیاسی برای مار سمّی خوش خط وخال اروپایی  در بهارستان و در جبهه‌ای دیگر تصویر محسن حججی  قُدّسَ سِرّه که شد حجت ایرانیان!

مردمان اما از جبهه ی اول روی برگرداندند و ازموضع ایران و اسلام، خود را از ماجرای خفّت بار  بهارستان کنار کشیدند؛ حتی عالیجنابِ سیاستمدارکه خواست آن را صرفا  «حاشیه ای  بر متن و نحوی  سهل انگاری طرح‌بندی کرده و آن را شکار لحظه‌هایی دور از منافع ملی از سوی خبرنگاران» بنامد؛ ملّت و نخبگان اما وقعی به تفسیر محافظه کارانه او ننهادند و در دل و کردار از خدشه بر روح ایرانی از سیاستمداران سبُک سر خشمگین شده و کینه کردند؛ از دیگر سو اما سیمای پلید مزدور آمریکا و اروپا یعنی گلادیاتور داعش و خنجر دستان او بر پشت و قفای سرو گردن  ایرانی، نتوانست هیبت و شجاعت و وقار و زیبایی  را از نگاه خیره و ذهن جوّال ایرانیان به این تصویر دور یا کم فروغ  سازد؛ تصویری که ظاهرا همه باید از آن روی برگردانند اما به روایت اکثر کاربران  ایرانی، هریک آن را پس از یک بار دیدن، مجددا چندین بار محققانه و پژوهشگرانه  دیدند؛

اما چرا همه ایرانی‌ها در تصویر اوّلی،  زشتی و سبُک سری و حقارت دیدند اما در دوّمی،  سراسر  زیبایی دیدند و جملگی اعم از  سیاستمدار، فوتبالیست ، هنرپیشه ، دانشگاهی و ....همه  ، حول هویت به تصویر درآمده بسیج شدند و به آفرینش ادبیات پایداری پرداختند!؟

به نظر می رسد ایرانی که در پارلمان ذلیل ، خفیف و سربه زیر شده بود در اینجا اما سربلند، عزیز و سرفراز  شد؛  راز تفسیر این دو جبهه نیز در همین دو تصویر و نمایش واقعی دوجبهه  است؛

 بنا به قول علامه‌ی آملی حفظه الله که در دیدار سرلشکر باقری فرمود؛  ایرانی مقابل دشمن  مصداق «خُذوا حِذرکم »باشد و دشمن باید  از او بترسد؛  ایرانی دشمن را نمی ترساند اما طوری است و طرزی است  که دشمن باید از او  بترسد؛  گو این که وقتی مأموران امنیتی رژیم شاه، امام خمینی رضوان الله علیه را دستگیر و شبانه با اتومبیل  می بردند ؛ معظم له متوجه لرزش پا و دست عناصر ساواک می شوند و تلاش می کنند به آنها دلداری دهند؛ آیا وقار حججی و پریشانی مزدور داعشی آمریکا در این تصویر معلوم نیست!؟

آری! عکس های سلفی با موگرینی موجب حقارت و طمع دشمن اما تصویر حججی موجب وقار و استغنای ملی و انقلابی شد؛

به نظر می رسد تصویر حججی تصویری انتزاعی و بریده از تاریخ اسلامی - ایرانی نیست؛ تصویر حججی ، حجتی علمی و پژوهشی است و باید تلاش کرد تا این عکس صرفا عواطف و رحم و شفقت را نشوراند، متبادر کننده ی روند دراماتیک در یک تراژدی تلقی نشود؛  بلکه باید موجد «شکوفایی عقل» باشد؛ البته عقلی انقلابی و نه صرفا حماسی ؛ همانطور که عکس  در ذات خود حاوی توأمان معرفت و حماسه است در عینیت هم باید به تعمیق  عقلانیت و منافع ملی رهنمون گردد؛ این عکس را چنان که بسیاری  ایرانیان از  دالان عاشورا دیدند همانگونه هم باید به این بیان عقلانی و انقلابی استاد مطهری نظر داشت که: شمر 1400 سال پیش مُرد؛ شمر امروز موشه دایان است! و بر همین سیاق باید گفت شمر امروز نه خنجر مزدور داعش که شمر امروز اوباما، ترامپ، سولانا، خانم کلینتون و این آخری یعنی سرکارخانم  موگرینی است؛ لذا باید به پیر و جوان و عالم و عامی رسانید که نباید مهارت ملّی  کربلایی دیدن کُل جهان و عاشورا یافتن  تمامی ساعات و روزها را از دست دهند؛  پس بدون توجه به برجامِ  بی خاصیت، در مقابل یزیدیان  زمان باید یک  صدا فریاد بر آریم که:  لعنت و مرگ باد  بر آنها که نقشه کشیدند و لعنت بر آن کسان که سازماندهی کردند ، ( ومگر کلینتون نگفت داعش نقشه ما بود ) و تدارک کردند و لعنت بر آنها که نعل کردند و زین بستند  و....

به راستی اگر زینب (س) نبود(:چقدر خوب است محققان و نظریه پردازان  در باره برکات دختر گرامی امیرالمؤمنین  برای دهه چهارم انقلاب و گفت و گوی بین نسلی ایران بنویسند) و اگر مدافعین حرم نبودند چه می شد!؟ آیا همه ی اهالی پارلمان اعم از شیعه و سنی و زرتشتی و مسیحی و کلیمی در صحن علنی مُثله نشده یا  به رگبار بسته نمی شدند و اگر اینان نبودند مگر غیر از این است که ما باید در کرمانشاه و همدان و تهران می جنگیدیم !؟ پس همه باید در این عکس پژوهش کنیم؛ عکسی که خود حاوی چند مقاله است ؛ مقالاتی در تاریخ و تمدن و امنیت ملی ؛ 

پس توئیت کردن و تلگرام شدن  تصویر حججی و نمایش خنجر مزدوران آمریکا  بر پشت مجاهد دلیر وطن  و دست به دست کردن آن، نباید تخدیر کننده ، بلکه محرک،  «پژوهشی » و موجد «« شکوفایی عقل » باشد؛ و نه تصویری بر انگیزاننده ی خلاقیت های  درام از منبعی  تراژیک؛ آفرینش پیام ها و متون باید برانگیزاننده عقل ملی و تأمین کننده منافع ملی باشد و یادمان باشد این تصویر که اینک به تصویر نمادین ایران وخُلق ایرانی بدل شد همانا مؤید آن است که سوریه و لبنان و یمن و ... و اساسا مقاومت و حلم و بردباری اسلامی جزو اعماق استراتژیک ماست؛ 

نگارنده از همین زاویه از نگاه پژوهشی به تصویر،  افکار مرحوم هاشمی در باره ی سوریه و ... را مورد ابطال علمی - انقلابی  قرار می دهد و نیز افکار و غلط اندیشی های کرباسچی را،  تاج زاده را ،  و همه آنها که می گفتند و می گویند که باید مبارزه و جهاد را و  موشک را به کناری نهاد و با دشمن بدعهد به مذاکره ای ذلیلانه پرداخت!

پرواضح است من در این گفتار کوتاه نخواستم در باب نسبت  عشق و عرفان  و این تصویر پرافتخار ایرانیان بنویسم زیرا اندازه خود را می دانم و پا از گلیم درازتر نکردم؛ علّت و نسبتی که تمامی محاسبات مادّی را بهم می ریزد؛ گو اینکه گفته اند و درست گفتند که:

علّت عاشق زعلّت ها جداست

عشق اصطرلاب اسرار خداست

گرچه تفسیر زبان روشن تراست

لیک عشق بی زبان روشن تر است

چون قلم اندر نوشتن می شتافت

چون به عشق آمد قلم برخود شکافت

به هر روی تصویر محسن حججی قدس سره که اینک‌ مقابل تصویر خفت بار پارلمان سرِدست گرفته شد به موقع آمد و شد حجت و دلیل مسلمانی و پارسی ما، کفایت گرِ چیستی و چرایی حضورمان در عراق و شامات و اساسا ممزوج شدن با عترت طاهرین علیهم السلام است ؛

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گردلیلت باید از وی روی متاب

آیا جریان سازشکار و جریان نگاه به غرب  با این همه محسن ها که شدند حجج قاطع این مُلک و ملّت، به عبرت ها و نصیحت ها تن خواهد داد یا کماکان در پیچ و خم روزمرگی های سطحی اندیشانه توسعه گرایی به غفلت روزگار خواهند گذرانید؟!

انتهای پیام/

 

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.