• تاریخ انتشار:96/10/18 - 09:39
  • شماره مطلب:1396101849947
  • تعداد نظرات:0
به مناسبت هفدهم دی سالروز فرمان کشف حجاب رضاخانی

بررسی عوامل مؤثر بر کشف حجاب از قاجار تا پهلوی / کشف حجاب در دوران پهلوی پدر و پسر چه تفاوت هایی داشت؟!

مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سر نیزه و در عصر محمدرضا شاه به پشتیبانی تبلیغات گسترش یافت در واقع پهلوی دوم تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق نمایند و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی، ادارات و سینماها در دین زدایی متمرکز شد وی دو هدف داشت، اول رواج بی حجابی و بی عفتی ودوم نشان دادن چهره ای طرفدار حقوق زنان از خود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، میترا خسروبیک - تاریخ ایران گویای این نکته است که نخستین نشانه های کشف حجاب در دربار ناصرالدین شاه قاجار و محافل روشنفکری که از آن دوران رونق گرفت؛ دیده شده است. سفر اروپایی ناصرالدین شاه تجربیاتی را برای او به همراه داشت که کشف حجاب را می توان یکی از ثمرات پدیده آشنایی وی و سایر تجددخواهان با فرهنگ و نوع پوشش زنان اروپایی دانست.

 

اما در این میان تنها چیزی که باعث تأخیر در امر کشف حجاب به صورت رسمی در ایران می شد، مقاومت فرهنگی خانواده ها و پایندی آنها به اصول اسلامی بود. از این رو با توجه به عکس های موجود از دربار و محافل نزدیک به شاه می توان اینگونه برداشت کرد که کشف در سطح کلان جامعه با اقبال عمومی رو به رو نبوده است.

 

از طرف دیگر نوگرایان و منور فکران کوتاه ننشستند و گام های مؤثری در حذف پوشش اسلامی برداشتند. گام هایی که در حوزه های ادبی و نویسندگی نمود بیشتری دارد. شاعرانی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی در این زمره هستند.

 

در دوران مشروطه خواهی " بی حجابی" به عنوان یکی از شاخصه های تجددطلبی معرفی شد. از آنجایی که جامعه ایرانی از دیرباز بر اساس و نهاد خانواده مستحکم شده است یکی از دلایل قوی عدم موفقیت سریع و یا مطلوب این روشنفکران مخالفت مردان در بی حجاب ظاهر شدن زنانشان در سطح شهر بود.

تحریف تاریخی، روایتی مشترک از کشف حجاب

در این زمینه قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر معتقد است مساله کشف حجاب، تحت‌ تاثیر جریان روشنفکری و غربگرا است که قبل از مشروطه شروع و تا سال‌های کودتای سوم اسفند 1332 از سوی مطبوعات و نشریاتی با گرایش‌های غرب، اشاعه و در نهایت در زمان رضاخان عملی شد



وی معتقد است: در کودتای اسفند 1332 ه. ش که انگلیسی‌ها به دنبال تغییر ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران بودند و درصدد نفی فرهنگ اسلامی و جایگزین کردن فرهنگ استعماری بودند، این بحث در مطبوعات آن زمان از سوی افرادی مانند ابراهیم خواجه نوری، محمود افشار و کسانی با گرایش‌های بابی‌گری ماند صدیقه دولت‌آبادی اشاعه شد و زمینه‌ها و مقدمات آن فراهم آمد.

 

تبریزی: این امر با به قدرت گرفتن رضاخان و تشدید حرکت‌های ضداسلامی وی و تبدیل فشارها از بعد نرم‌افزاری به سخت افزاری، حکومت در کوبیدن آثار اسلامی تلاش بیشتری کرد. از  تغییر لباس و اجباری کردن استفاده از کلاه شاپو، صدور قانون متحدالشکل نمودن البسه، مختلط کردن مدارس و غیره


وی تأکید بر اینکه تنها سفر رضاخان به ترکیه باعث عملیاتی شدن این طرح را مشخصا ادعایی به دور از واقعیت می داند و می گوید: این موضوع به نوعی تحریف در تاریخ است زیرا این حرکت از قبل آغاز شده بود و حرکات ضد اسلامی وی در ابعاد دیگر بسیار به چشم می‌خورد و این سفر تنها بهانه‌ای برای این امر بوده است.

 

پنجه بی حجابی بر رخساره اسلام

 

در دوران قاجار نخستین کسی که رسما و بصورت عمومی کشف حجاب کرد، زنی به نام زرین تاج بود  که توسط سران فرقه ظاله بابیه به "طاهره و قرةالعین"  ملقب شده بود. او  تنها زنی بود که از حروف " حی" محسوب می شود. لقبی که بر اساس حروف ابجد به 18 نفر از اولین کسانیکه به "علی محمد باب "  ایمان آوردند اطلاق می شود.

 

قرة العین در دوران ناصرالدین شاه به منظور اعلام جدایی و مخالفت صریح با دین اسلام و نجات باب از زندان ماکو ، اقدام به بی حجابی کرده و لذا زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و اباحی گری را در سطح جامعه فراهم نمود.

 

وی در بخشی از سخنرانی خود در تجمع بدشت گفت:  بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (ص) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد.)

 

از متن سخنرانی قرة العین می توان برداشت کرد که از ابتدای حرکت اجتماعی و سیاسی علیه حجاب منظور مبارزه با دین و شریعت اسلام بوده است. بطوری که در نخستین گام های هر مروج بی حجابی می توانیم تیرهای سهمگین و زهرآلود بی دینی و اباحه گری را بر پیکره مقدس اسلام ببینیم.

 

رضا خان پیشرو در کشف حجاب / زنان برای خود به جای قفس، خانه قشنگی بسازند!

 

همانطور که قبلا گفته بشد نظریه کشف حجاب با آمدن رضاخان بر مسند قدرت، بیش از بیش قوت می گیرد و حوادث و جریانات نامبارکی که در سال های حکومت وی بر فرهنگ مردم ایران تأثیر می گذارد نشان می دهد که کشف حجاب در ایران پدیده ای خودجوش داخلی و مطلوب عام و خاص مردم نبوده و زاییده محرک های خارجی و برگرفته از ظهور فرقه های ظاله است.

 

محرک هایی که ابتدای امر در تقابل با فرهنگ غنی و مذهبی مردم ایران با شکستی سخت و مبارزاتی جانانه همراه بود اما با ورود دولتمردان و روشنفکران " تجددخواه" اشاعه یافته و در برهه ای از زمان چیره گی نسبی داشته است.

 

باید گفت در دوران رضا شاه برای نهادینه شدن بدحجابی و از بین رفتن قبح آن در سطح کلان جامعه، تبلیغ و شعار " آزادی زنان" درمطبوعات چنان صراحتی یافت که در سال 1306 روزنامه حبل المتین دلایلی را برای وجوب بی حجابی نوشت!!‌

 

رضا شاه که با مقاومت عموم مردم در بی حجابی زنان رو به رو شده بود در نخستین حرکت های رسمی در کشف از سوی دربار با آخرین همسرش " دولتشاهی" بی حجاب در جشن فارغ التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی حاضر شد و سخنرانی قرائی کرد!

 

اعلام رسمی رفع حجاب از زنان مسلمان

در هفدهم دی 1314 رضا خان در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان مسلمان از طرف رییس قدرت حکومت بگونه اى کاملا رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ شعور و تلاش خویش را مصروف بی حجاب نمودن زنان مسلمان نمود.

 

نطق رضاشاه

... شاه چنین گفت: «من بی اندازه خوشحالم زنانی را در اینجا می بینم که در نتیجه تحصیل و آموختن دانش آمده اند وضع و موقعیت حقیقی خود را به ببینند، حقوق و منافع خودشان را بهفمند. همان طوری که خانم تربیت خاطرنشان ساخت زنان کشور ما به علت کنار ماندن از جامعه قادر نبودند استعداد و لیاقت ذاتی خود را نشان دهند. در حقیقت من باید بگویم آنها قادر نبودند استعداد و لیاقت ذاتی خود را نشان دهند. در حقیقت من باید بگویم آنها قادر نبودند وظیفه ای را که نسبت به کشور محبوبشان بر عهده داشتند انجام دهند و با خدمت و صمیمیت خود را آن طوری که باید و شاید بشناسانند اما در حال حاضر علاوه بر حق شخصی مادری می توانند از حقوق و مزایای دیگر اجتماعی بهره مند گردند. ما نباید تصور کنیم که ممکن است نیمی از افراد ملت را به حساب نیاوریم و یا به عبارت دیگر نباید این نیت را داشته باشیم که نیمی از قوه عامله مملکت بیکاری و عاطل و باطل بماند.

 

شما زنها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید و از فرصتی که بدست آورده اید برای خدمت به کشور خود از آن استفاده کنید...

 

شما خواهران و دختران من حالا که داخل جامعه شده اید و برای پیشرفت خود و کشورتان این قدم را برداشته اید باید بفهمید که وظیفه شما این است که برای کشور خودتان کار کنید، سعادت آینده در دست شماست زیرا شما مربیان فرزندان این مملکت هستید و شمائید که باید نسل آینده را تربیت کنید

 

علی اصغر حکمت یکی از سرشناس ترین چهره هایی که خود در آفرینش ماجرای حجاب فعال بود، در مورد تبعات این واقعه می نویسد: «بلافاصله بعد از مراسم 17 دی در تهران دو امر پیش آمد که یکی به افراط و دیگری به حد تفریط بود. از یک طرف بعضی از زنهای معلوم الحال به کافه ها و رقاصخانه ها هجوم آورده و همه در مرئی و منظر جوانان بوالهوس به رقص پرداخته و با آن جوانان به انواع رقصهای معمول فرنگستان، مشغول دست افشانی و پایکوبی شدند و از طرف دیگر مأمورین شهربانی و پلیس ها در تهران و فرمانداری ها و بخشداری ها در شهرها و قصبات مملکت بر حسب دستور وزارت کشور به زنان بی خبر مزاحم شده و آنها را به اجبار وادار به کشف حجاب می کردند و حتی چادر و نقاب آنان را پاره می کردند...

 

روبه دیوار ایستادن زنان در تمام طول سخنرانی رضاشاه

 

در تمام طول سخنرانی شاه بعضی از بانوان چنان از بی حجابی خود ناراحت بودند که رو به دیوار ایستاده و روی خود را بر نمی گرداندند و از گریه خود نمی توانستند جلوگیری نمایند. از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابانهای تهران ممنوع گردید.

 

آری رضا شاه که  ریشه‌دار بودن تفکر دینی و مبانی ارزشی حاکم بر جامعه ایرانی را مانعی جدی بر سر راه فرآیند مدرن‌سازی می‌پنداشت؛ در دی ماه سال 1307 هجری شمسی، قانون لباس های متحدالشکل را در مجلس شورای ملی به تصویب رسانید و از آن پس ابتدا درباریان،دولتمردان و سپس کارمندان دولت مجبور به پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی شده و با مظاهر بی حجابی در مجامع عمومی ظاهر شدند.

 

چیزی که در این اتفاق بسیار به چشم می آید حمایت های انگلستان از این اتفاق است که نشان می دهد این پدیده نامبارک منشاء بیرونی داشته به طوری که حتی کشورهای استعماری هم در یک جامعه شناسی دقیق متوجه این امر شده بودند که فرهنگ غنی و قوی ایرانی را باید با ابتذال زنان شکست و با شکسته شدن و بی هویت شدن فرهنگی این سرزمین به اهداف شوم استعماری خود نزدیک شوند.

 

از نظر سیاسی می توان گفت: حرکت دولت علیه مردم بخصوص در مواضع فرهنگی و چالش برانگیز می توان چنان پایه های یک حکومت را سست کند که با ایجاد انشقاق و جدایی ؛ رواج ابتذال و از دست رفتن هویت دینی و سپس ملی کشور به انهدام استقلال و قدرت کشور نزدیک تر شوند.

 

 

نیشتر رضاخانی بر دمل حجاب!!‌

 

سفر رضا شاه به ترکیه و آشنایی وی با آتاتورکیسم و اقدامات غرب گرایانه وی باعث ورق خوردن فصل جدیدی از اقدامات و رو شدن چهره ضد دینی رضا شاه شد. بطوری که در یکی از شب های اقامتش در ترکیه به مستشارالدوله سفیر کبیر ایران می گوید: (صادق، من تصور نمی‌کردم ترک ها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینم که ما خیلی عقب هستیم مخصوصاً در قسمت تربیت دختران و بانوان؛ ... فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم مخصوصاً زنان اقدام کنیم.») و یک  سال  بعد از این سفر به رئیس الوزراء وقت خود می گوید: ( نزدیک دو سال است که این موضوع ـ کشف حجاب ـ سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد

 

با توجه به این تفکرات در تاریخ 27 آذرماه سال 1314  بخشنامه کشف حجاب جهت تصویب رضا شاه به دربار فرستاده شد تا در اول دی سال دستور العمل اجرای غیر رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال شود.

 

از اقدامات قهری نظام سلطنتی علیه نظام در دوران رضا شاه می توان به مبارزه سخت با حجاب نام برد. مبارزاتی که در قالب : ممنوع بودن حضور  آموزگاران و دختران دانش‌آموز محجبه در مدارس، ممنوع بودن قدم زدن و ازدواج  افسران ارتش با زنانی که حجاب داشتند؛ ممانعت از حضور زنان باحجاب در اتوبوس، هتک حرمت و اهانت و کتک زدن زنان محجبه در معابر توسط پاسبان ها می توان نام برد که زنان باحیاء زیادی را به انحاء گوناگون شهید و یا به کام مرگ کشاند.

فشار کشف حجاب و ترس بانوان از ماموران شهربانی به حدی بود که زنهای یزد در تاریخ به نمایندگان مجلس نامه نوشتند و شرح ستمهایی که بر آنان می رفت را شرح دادند«متأسفانه آنچه در رادیوها شنیده و روزنامه ها مطالعه می شود، هیچ اسمی از ظلم و ستمهایی که چندین سال است به ما بیچارگان شده، نیست که به واسطه یک روسری یا چادر نماز در محله ها حتی از خانه همسایه طوری در فشار پاسبان و مأمورین شهربانی واقع بوده و هنوز هم هستیم که خدا شاهد است از فحاشی و کتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی کنند و اگر تصدیق حکما آزاد بود از آمار معلوم می شد که تا به حال چقدر زن حامله یا مریضه به واسطه تظلمات و صدمات که از طرف پاسبانها به آنها رسیده، جان سپردند و چقدر از ترس و حرس فلج شدند و چقدر مال ما را به اسم روسری یا چادر نماز به غارت بردند و چه پولهایی از ما به اسمی و رسمی گرفته شده. خدا می داند اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادر نماز به دست یک پاسبان می افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می کردند. بهترین رفتار آنها با ماها همان چکمه ها لگد بر دل و پهلوی ما بود و اگر به پول گرفتن قانع نمی شدند یا پولی نداشتیم به آنها بدهیم ما را به شهربانی و کمیسر می بردند اذیت ما بیشتر و مخارج ما زیادتر..»

 

 

و در این میان باز هم روحانیت مبارز و مرجع دینی مردم بود که دست به اعتراض گشود و مخالفت های گسترده از خود نشان داد تا جایی که از شهرهایی نظیر قم ، اصفهان ، شیراز و مهم تر از همه قیام مسجد گوهر شاد سطح وسیعی از اعتراضات را نشان می داد.

 

مادرم فرار می کند و...

مهدی عبدخدایی از اعضای فدائیان اسلام می گوید نامادری من داستانی را تعریف می کردند که همین داستان را علی آقا ضیاء هم تعریف می کنند که من یکساله بودم که مادرم از حمام بازمی گشته است. بین حمام و منزل ما قریب صد یا صد و پنجاه قدم راه بوده، پاسبان اداره ثبتی بوده که می بیند دو زن (مادرم و همسایه اش) با چادر راه را طی می کنند. حمله می کند چادر مادر مرا از سرشان می کشد. مادرم فرار می کند و خود را به آستانه خانه همسایه می اندازد در همانجا سقط جنین می کند و خونریزی شدیدی می کند و به علت شرایطی که پدرم داشته (او بصورت یک تبعیدی و فراری بوده و یکسال بعد از آن ماجرا باز می گردد) نمی تواند مادرم را به دکتر برساند و مادرم پس از شانزده روز می میرد در حالی که بیست و یکساله بوده است.

 

 

پهلوی دوم و جنگ روانی علیه حجاب ، مبارزه دمکراتی با حجاب

البته روی کار آمدن محمدرضا پهلوی در ابتدای امر مسکنی جعلی برای رفع این ناهنجاری دینی و ملی در سطح کشور بود. محمد رضا که قصد داشت خود را فردی منطقی و عاقل تر از پدر و دمکرات نشان دهد ضمن اینکه قضیه کشف حجاب توسط پدرش را می ستاید می گوید: ( ... مسئله کشف حجاب نمونه‌ای از همان اقدامات اصلاحی بود...» و سپس عقیده خود را در مورد حجاب که مظهر کامل و ملی آن چادر است چنین ابراز می‌کند: «من شخصاً با چادر از جهات بسیار؛ موافق نیستم...» در باره برخورد خشن پدرش با نقض کنندگان قانون منع حجاب می گوید : (.. عاقلانه آن بود که اقدامات اصلاحی با رویه دمکراسی تعقیب شود تا نتایج عالیتری عاید کشور گردد... همین که پدرم از ایران خارج شد در اثر پاشیدگی اوضاع در دوران جنگ [جهانی دوم] بعضی از زنان مجدداً به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به کشف حجاب عدول کردند. ولی من و دولت من از این تخطی چشم‌پوشی کردیم و ترجیح دادیم که این مسئله را به سیر طبیعی خویش واگذاریم و برای اجرای آن به اعمال زور متوسل نشویم...»

 

اما حقیقت این بود که محمدرضا در تعقیب کارهای پدر فقط پوسته ظاهری را تغییر داد و به جای اعمال جبر فیزیکی به عملیات روانی و محدودسازی زنان محجبه و حتی شوهران آنان پرداخت. او در این راه از روش هایی نظیر شرط ثبت‌نام و استخدام و ادامه اشتغال دختران و خانم ها منوط به نداشتن حجاب و بالاخص چادر ، دروغ‌ پردازی و  تاریخچه سازی درجهت  چگونگی ورود حجاب به ایران، مخالف بودن حجاب با شئون اجتماعی زن، تحریک احساسات زنانه مبنی بر اینکه حجاب وسیله‌ای در دست همسران برای زورگویی و دربند کشیدن آنان می‌باشد و ... همچنان با این سنت اسلامی و ملی مبارزه می‌شد

بنابراین مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سر نیزه و در عصر محمدرضا شاه به پشتیبانی تبلیغات گسترش یافت. در واقع پهلوی دوم با برنامه ای حساب شده تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق نمایند و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی و ادارات و سینماها در دین زدایی متمرکز شد. محمدرضا پهلوی دو هدف داشت، اول رواج بی حجابی و بی عفتی و دوم نشان دادن چهره ای طرفدار حقوق زنان از خود.


مثل هولباک، نویسنده اسلام ستیز فرانسوی اظهارداشته  بود: « .... جنگ برضد افراط گرایی اسلامی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. باید به جای بمب، دامن های کوتاه و تعدادی گوشواره فرو بریزیم چون ضعف واقعی مسلمانان در همین جاست.»

آری بای گفت عشرت طلبی مدگرایی و تقلید از فرهنگ  منحط غربی زمینه حضور گسترده غرب را هم به لحاظ فکری و هم فیزیکی در ایران را فراهم آورد. بنابراین پیش از انقلاب اسلامی فضای جامعه ایرانی دچار از خود بیگانگی شده بود که گویی حجاب مفهوم خود را از دست داده بود. در آن زمان مسئله ای به نام بدحجابی مشکل جامعه زنان مسلمان نبود و به جای آن برهنگی و بی حجابی در جامعه حرف اول را می زد و زنان محجبه در یک انزوای تحمیل شده از جانب حکومت منحط پهلوی بسر می بردند..

انتهای پیام/

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.