کد خبر: 12034                      تاريخ انتشار: 1397/10/19 - 12:21
ازدواج نیمه مستقل،
راهکاری برای افزایش ازدواج
 
حجت الاسلام محمدجواد گلسرخی در مورد فرهنگسازی برای ازدواج نیمه مستقل گفت: لازم است از سنی که تاثیر پذیری فرزندان بیشتر است، فرهنگ سازی در این زمینه صورت گیرد و ازدواج های آسان ترویج شود زیرا یکی از علت های اصلی عدم ازدواج دختر و پسری که با هم دوست هستند، رسم و رسومات بیش از حد خانواده هاست.
 
زهرا باقری- ایده ازدواج نیمه مستقل، از سال ها قبل در خانواده های ایرانی رواج داشت، بدین صورت که مدتها دختر و پسر به اصطلاح نامزد هم باقی می ماندند تا به سنی برسند که از نظر مالی بتوانند یک زندگی مستقل را تشکیل بدهند، که در آن زمان مراسم عقد و عروسی انجام می شد، ایده ای که اکنون با ساز و کار متفاوت و امروزی تری با نام ازدواج نیمه مستقل، مطرح شده است.
در این خصوص با حجت الاسلام محمدجواد گلسرخی، فعال فرهنگی و مشاور ازدواج جوانان، به گفتگو نشستیم که در ادامه متن این گفتگو آمده است.

ایده ازدواج نیمه مستقل چیست؟
- در قدیم عملا خیلی از خانواده ها دختر و پسر را به اصطلاح نشان می کردند، به این معنی که این دو برای هم هستند، نمونه ای که در حال حاضر با نام دوستی یا پارنتر عاطفی جامعه با آن روبروست اما یکی از تفاوت های اصلی آن ها این است که الان دوطرف خودشان را برای خودشان نشان می کنند و حالا در قالب ازدواج نیمه مستقل، می توان این رابطه را شرعی کرد، به این شکل که خانواده ها را قانع کنیم که دختر و پسر زیر نظر خانواده ها با هم عقد کنند و به طور مثال پدر دختر به دوطرف بگوید که هرچند الان شرایط ازدواج را ندارید اما من به عنوان پدر اجازه می دهم با دخترم عقد دائم ببندید.

این کار چه تأثیری بر روابط دختر و پسر دارد؟
در این شرایط دختر و پسر گردش ها و قرارهای خود را می گذارند و خانواده ها هم با کم کردن سطح توقعاتشان و کمک به پسر هرچه سریعتر شرایط ازدواج این دو نفر را آماده کنند.

شما با این نظر موافقید؟
این اتفاق در حال افتادن است و ما باید ساماندهی کنیم، بدین معنی که از سنی که تاثیر پذیری فرزندان بیشتر است، فرهنگ سازی صورت گیرد و ازدواج های آسان ترویج شود، الان علت اصلی عدم ازدواج دختر و پسری که با هم دوست هستند، رسم و رسومات در خانواده هاست، من بارها دیده ام که اکثر کسانی که علت عدم ازدواج، بی اعتمادی، اعتیاد، بی کاری، فساد و... است، با صحبت هایی که انجام می شود قانع می شوند که بزرگترین مشکل عقب افتادن ازدواج، خود پدر و مادرها هستند.

چطور این اتفاق می افتد؟
من حساب کردم از روز اول خواستگاری تا رهن خانه و رفتن زیر یک سقف، دختر و پسر، آن زمان که هنوز همه جنس ها دوبرابر نشده بود، 190میلیون هزینه لازم بود تا همه مراسم اعم از بله برون، عقد، خرید خلعتی عروسی، حنابندان، عروسی، پاتختی گرفته شود، که الان در حد 400 میلیون می شود. همینطور جهیزیه که آن زمان بین 30 تا 60 میلیون بود و الان بالای 100 میلیون می شود
دختر و پسر می گویند 400 میلیون هزینه برای زیر یک سقف رفتن در توان ما نیست، پدر و مادر هم قانع نمی شوند، پس این ها ازدواج نمی کنند. در حال حاضر که درصد ازدواج سنتی به 20 رسیده است و 80 درصد به صورت مجازی یا گفتگویی با هم آشنا می شوند، چه اشتباه چه درست، باید ساماندهی صورت گیرد چون ما که نمی توانیم جلوی کار شبکه های مجازی را بگیریم پس موظفیم که آن ها را ساماندهی کنیم.

اولین اقدام در این زمینه چیست؟
بهترین راه رفتن سراغ خانواده هاست هرچند که عقد طولانی به نوعی بار برای خانواده ها محسوب می شود اما باید پیش از ترویج در جامعه، فرهنگ سازی صورت گیرد تا خانواده دختر و خود دختر این موضوع را قبول کنند که به جای دوستی ازدواج کنند، که به ظاهر تفاوت چندانی در رابطه ها ایجاد نمی شود فقط این است که چند جمله خوانده می شود و خیال دو طرف راحت می شود که برای هم هستند و این اقدام باعث می شود فساد در جامعه کم شود، زیرا صیغه عقد بار روانی دارد و از آن طرف باید خانواده ها را راضی کرد، زیرا همانطور که گفتم بیشترین مشکل در این زمینه خانواده ها هستند که این موضوع را نمی پذیرند.

علت اصلی مخالفت خانواده ها به نظر شما چیست؟
در جامعه ما، ازدواج با اهمیت است و همین اهمیت به سخت گیری تبدیل شده است و بر خلاف جوامع غربی که اصالتی به ازدواج نمی دهند، البته به جز چند کشور مانند انگلیس که رسوم خاصی دارند، ازدواج در غرب آسان تر و با تشریفات بسیار کمتری صورت می گیرد، اما در ایران هرچه تأکید بر ازدواج بیشتر شده، سخت گیری هم بالاتر رفته است.

با اجرای ایده خانواده های نیمه مستقل، برخورد خانواده ها چه تغییری می کند؟
در قدیم که رسم نشان کردن بود، خانواده ها در این دوران، با کمک هم و کم کردن سطح توقعات، تمام تلاش خود را برای رسیدن به استقلال دختر و پسر انجام می دادند که اگر این اتفاق الان انجام شود، به جای دوستی با هم ازدواج دائم می کنند، خانواده ها دختر را به عنوان عروس و پسر را به عنوان داماد قبول می کنند و مورد حمایت قرار می دهند اما الان چون روابط دوستی است، خانواده ها جدی نمی گیرند و حمایتی برای تشکیل زندگی از طرف خانواده ها صورت نمی گیرد.

یک مدلی هم وجود دارد که با دوران عقد کوتاه دختر و پسر تشکیل زندگی مشترک می دهند اما تا زمانی که قدرت مالی کافی پیدا کنند تحت حمایت خانواده ها هستند، نظر شما در این خصوص چیست؟
اسلام دین مصلحت است بنابراین اگر بتوانیم شرایط را طوری محیا کنیم که دختر و پسر به راحتی تشکیل زندگی مشترک بدهند که اسلام حرفی ندارد، یعنی دوران عقد 6 ماه تا 1 سال، اما الان شرایط طوری است که افراد نمی توانند ازدواج کنند. بسیاری از دخترها سر میز ناهار خوری معطل هستند، در حالیکه با ازدواج آسان می توان با 15 میلیون هم لوازم ضروری زندگی را تهیه کرد اما متاسفانه درگیر تجمل گرایی شده ایم که ازدواج ها سخت شده است و حدود 90 درصد در مسابقه تجمل گرایی هستند و ازدواج نیمه مستقل برای جامعه فعلی که دچار تجمل گرایی است، راهکار بهتری است و جلوی رابطه طولانی دختر و پسر را می گیرد.

نظر شما راجع به ازدواج موقت چیست؟
بسیاری از جامعه شناسان و روانشناس ها در حال حاضر می گویند دختر و پسر بیایند صیغه محرمیت موقت بخوانند اما آثار و تبعات این نوع محرمیت در جامعه پذیرفته شده نیست و خود دختر و پسر هم این موضوع را نمی توانند بپذیرند. این اثار برای آن ها پذیرفته شده نیست، چون موقت است هر زمان پسر می تواند رها کند و برود و از طرف دیگر خواستگار نمی تواند بپذیرد دختری قبلا با پسری محرم بوده و کمتر به سمت
چنین افرادی می روند، بنابراین این راهکار در جامعه پذیرفته شده نیست.
چه کار باید کرد؟
خانواده ها باید از شدت و حرارت تعصب خود نسبت به رسومات بکاهند یا آن را چند سال عقب بیندازند، از سوی دیگر باید بر روی ذهن دختر کار کنند، بدین مضمون که او هم کمتر سخت بگیرد و با بیان آسیب های دوستی، او را به سمت ازدواج نیمه مستقل سوق بدهیم، زیرا در حال حاضر اکثر پسرها از ترس سخت گیری دختر و خانواده او اقدام به ازدواج نمی کنند و اگر به آن ها گفته شود که دختر فعلا از تو چیزی نمی خواهد، آن ها هم مایل به ازدواج می شوند.

به عنوان سوال آخر، به نظر شما بیشترین حجم فرهنگسازی باید در حوزه دختر و خانواده او اتفاق بیفتد؟
بله، پسری که به سن بالای 30 سالگی رسیده باشد به دنبال تأمین یک زندگی است، اما با این شرایط به تعداد زیادی پسران مجرد بین 30 تا 35 سال در جامعه وجود دارد، جوانان دهه 60 و الان هم دهه 70 در حال اضافه شدن به آن ها هستند که اکثرشان می گویند ما نمی خواهیم دختر مردم را بدبخت کنیم ولی وقتی اعتماد از سمت دختر و خانواده او به عدم سخت گیری در تشکیل زندگی ایجاد شود شاهد ازدواج های بیشتری در جامعه خواهیم بود.

انتهای پیام/ز