ستون هایی بی نشان در خیمه های کربلا/ نگاهی متفاوت به نقش زنان در سپاه امام حسین(ع)
1400/05/30 - 09:20
تاریخ و ساعت خبر:
112820
کد خبر:

ستون هایی بی نشان در خیمه های کربلا/ نگاهی متفاوت به نقش زنان در سپاه امام حسین(ع)

نقش زنان در حادثه کربلا به درستی تبیین نشده است؛ برخی از یک یا دو خطبۀ حضرت زینب و ام کلثوم می خواهند نتیجه بگیرند که ببینید اسلام نه تنها مخالفتی با حضور زنان در اجتماع ندارد بلکه کار این دو بانو، مُهر تأییدی بر این حضور است! اما اینها جواب نمی دهند که تا جریان عاشورا چرا از این دو بانوی بزرگوار خطبه هایی نداریم و بعد از این حادثه هم خبری از آن نیست؟ برخی هم گویا توجهی به نقش زنان نداشته و آن را کالعدم می پندارند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس - ناصر نجفی: نه می خواهم خود را مدافع حقوق زنان نشان دهم و با کنار هم قرار دادن پاره ای از گزاره های باربط و بی ربط دینی، دایۀ مهربان تر از مادر برای دین باشم و نه می خواهم به خاطر فشارهای مدرنیته و رویکردهای فمنیستی آیات و روایات را به گونه ای توجیه کنم که مورد پسند جامعۀ زنان و غیره باشد. به عنوان یک علاقه مند به پژوهش دینی، آنچه را از دین فهمیده ام می نویسم.
زن به عنوان یکی از اعضای جامعه در کنار مرد، طبیعی است که در رویدادهای اجتماعی و سیاسی نقش خاص خود را ایفا کند، اما مشکل اصلی در تقسیم این نقش ها است. شاید بپرسید مگر نقش زن و مرد قابل تقسیم است؟ اگر چنین است ملاک این تقسیم چه بوده و چه کسی باید آن را تقسیم کند؟ جامعۀ مدرن دوست دارد انجام این امر را بر عهدۀ خود انسان بگذارد اما اینکه نظر شریعت به عنوان یک قانون گذار و مربّی چه می باشد حرف دیگری است.
من به عنوان یک پیش فرض که از کلیّت دین برداشت کرده ام چه مخاطبِ محترم از من بپذیرد چه نپذیرد، خواه دوست داشته باشد خواه خاطرش مکدّر شود، این است که زن در جامعه نقش اساسی دارد اما نه لزوما به معنای در کف میدان بودن. با این پیش فرض سراغ حادثۀ کربلا و نقش زنان در این جریان می پردازم.
وقتی امام(ع) از بیعت با یزید امتناع می کند قرار بر ترک مدینه می گذارد. بدیهی است که این هجرت را به تنهایی شروع نمی کند بلکه به همراه خانواده و زنان اهل بیت. به مکه می آید. در آنجا با بزرگان قبایل مختلف جلساتی تشکیل می دهد و فضای سیاسی موجود را بر آنها تشریح کرده و هشدار می دهد. احتمال ترور شدن می دهد پس زودتر از سایر حجّاج مکه را به سوی کوفه ترک می کند. باز هم تنها نیست با همان زنانی است که از مدینه همراه بوده اند. بیش از هزار کیلومتر در راه هستند حتی اگر تمام این مسیر را سوار بر مرکب باشند باز بسیار خسته کننده است. این زنان همراهی می کنند. در میان راه در هر منازل و مکان هایی که برای استراحت توقف می کنند به احتمال زیاد زنان نیز در کنار مردان مشغول به کار هستند. نزدیک کوفه خبر شهادت مسلم را می شنوند. به کوفه می رسند. سپاه یزید جلویشان ظاهر می شود. تهدید می کند و می ترساند. در این مدت بسیاری از مردانی که همراه بودند چون شکست ظاهری را حتمی می بینند امام(ع) را ترک می-کنند و طبیعی است که چقدر باعث اضطراب و نگرانی خانواده خواهد بود. شب عاشورا فرا می رسد. تعدادشان در مقابل سپاه دشمن بسیار کم است. دلهره و نگرانی زنان، از سرنوشت مردان در صبح فردا بسیار است.
تا اینجا فقط شما تصوّر کنید اگر زنان همراه، همراهی نمی کردند و یا عامیانه تر همراه با غُر زدن و ایجاد تشنّج و درگیری ذهنی برای مردان همراه می بود. اگر خستگی راه که معمولا باعث بی اعصابی ها می شود، طاقت زنان را سر می کرد، اگر هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم واویلا سر داده و اصرار بر برگشت یا تسلیم داشتند، یا وقتی که سپاه دشمن را دیدند طوری عمل می کردند که پای مردان را برای ادامه مسیر سست شود. همۀ اینها را تصوّر کنید. فکر می کنم مخاطبین این نوشتار که مَرد هستند تجربه کرده اند که اگر زن خانه بنای بر ناسازگاری گذاشت هم مسافرت ها مختلّ خواهد شد، هم راندمان کاری مَرد پایین خواهد آمد و حتی برای نوشتن یک صفحه یادداشت که یک ساعت تمرکز کافی بود باید چند ساعت وقت را کنار گذاشت. یعنی آنچه را می خواست نخواهد شد.
به روز عاشورا برسیم؛ همسر زهیر بن قین که در اصل او بود که در میانۀ راه به شوهرش اصرار کرد که امام را ببیند. آن مرد مسیحی که در میان راه به امام پیوست مادر یا همسرش نیز کنارش بود. مانعش نشدند بلکه در روز عاشورا خودشان او را به میدان فرستادند. خانوداۀ امام می بینند که همراهان یکی یکی شهید می شوند و آنها می مانند و تنهایی شان. سپس مردان خود را به میدان می فرستند. عطش کودکان از یک سو، دیدن پر پر شدن مردانشان از سوی دیگر. به نظرم تصوّرش کافی است که خود را اندکی به فضای موجود نزدیک کنیم که چقدر همراهی زنان با مردانشان از اهمیّت برخوردار است. حضرت زینب و ام کلثوم جوان ترها را دلداری می-دهند. به امام سجاد هم رسیدگی می کنند. بعد از شهادت امام حسین نیز، وقتی اسیر می شوند و آن جریانات باز هم ابراز پشیمانی نمی کنند و جلوی دشمن سر خم نمی کنند. وقتی با آن حالت رقّت بار وارد شام می شوند و ... حرفی نمی زنند که طعنه ای که به کار مردانشان باشد.
تا اینجا کار زنان جور دیگری بود اما به وقتش هم، جلوی یزید خطبه می خوانند و از امامشان و راهشان دفاع می کنند. همان طور که مادرشان وقتی همسرش را تنها دید و مردانی را کنار او نیافت، این کار را کرد.
آری به نظرم نقش زنان در این حادثه به درستی تبیین نشده است؛ برخی از یک یا دو خطبۀ حضرت زینب و ام کلثوم می خواهند نتیجه بگیرند که ببینید اسلام نه تنها مخالفتی با حضور زنان در اجتماع ندارد بلکه کار این دو بانو، مُهر تأییدی بر این حضور است!! اما اینها جواب نمی دهند که تا جریان عاشورا چرا از این دو بانوی بزرگوار خطبه هایی نداریم و بعد از این حادثه هم خبری از آن نیست؟ برخی هم گویا توجهی به نقش زنان نداشته و آن را کالعدم می پندارند.
برداشت نگارنده این است که همراهی خوب زنان، حتی برای امام حسین نیز ضرورت داشت و اگر آن نبود یقینا این حادثه نیز جور دیگری رقم می خورد و شاید از ابتدا جور دیگری شروع می شد. چون در ارزشگذاریِ نقش ها، مستقل از نگاه شریعت فکر می شود و حضور در اجتماعْ نقش اول و پراهمیتی دانسته می شود دوست دارند برای رسیدن به آن از هم سبقت بگیرند. شارع مشکلی با نقش اجتماعی زن به وقت خودش ندارد و چه بسا گاهی آن را ضرورت نیز می داند. اما نقش اصلی زن را خانواده و اتاق فرمان آن می داند. همانی که تلاش کردم با تصویر کشیدن حرکت امام از مکه تا کوفه، اهمیت آن را نشان دهم و آن را مؤیّد همان پیش-فرضی می دانم که ابتدای نوشتار بدان اشاره کردم.
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
عاشورا، کربلا، کاروان کربلا، زنان عاشورایی، زنان در کربلا،
اخبار مرتبط
ارسال نظر
  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اخبار پر بحث