• تاریخ انتشار:96/9/25 - 13:13
  • شماره مطلب:139692549332
  • تعداد نظرات:0
به‌ بهانه درگذشت خادمی که ۱۰۴ پله نقاره‌خانه را با‌عشق بالا میرفت؛

حتی یک روز هم تعطیلی نداشتم و در بدترین شرایط نقاره زده‌ام

روزی دو بارو حتما میام. صبح زود موقع مناجات از خواب برمی خیزم و بعد خوردن چای، عازم حرم می شوم. بعدخواندن نمازبه سمت نقار خانه میروم و حدود صدو خورده ای پله را بالا می روم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، به نقل از آستان نیوز: مشهدی‌ها حاج احمد اقوام‌شکوهی‌ را به عنوان نقاره‌زن پیر امام مهربانی‌ها می‌شناسند. میراث‌دار خانواده‌ای که نسل در نسل نقاره‌خانه حضرت را اداره می‌کرده‌اند. او از جوانی که پای کار امامش آمده تا همین امروز هر روزش را با بالارفتن 104 پله آغاز کرده است. وی بیش از 70 سال کار بدون غیبت در حرم رضوی به خدمت پرداخته است. حاج احمد قوام شکوهی در بهار سال 1305 در مشهد به دنیا آمده اند. چهار برادر و دو خواهر داشتند.مادرشان خانه دار و پدرشان در آن زمان به ساختن زنجیر و افسار برای اسبها می پرداختند. ایشان از سن 19 سالگی به خدمت در حرم مطهر رضوی پرداخته و با توجه به خدمت کردن پدربزرگ ، عمو ها و سه برادرشان در نقاره خانه ، ایشان نیز در نقاره خانه مشغول به فعالیت شده اند. حاج احمد در طی هفتاد سال خدمتش بدون غیبت ، صبح و شب را به حرم آمده104 پله ی نقاره خانه را بالا رفته و در نوای رضا رضا سهم خود را ادا می کند. همچنین در حال حاضر دو پسر و دو نوه برادرشان نقاره زن حرم امام رضا(ع) هستند.

گفت وگو با پیرترین نقاره چی حرم رضوی

خودتان را معرفی کنید؟
حاج احمد اقوام شکوهی، متولد بهار 1305 و اهل مشهد مقدس هستم.بنده سواد خواندن و نوشتن ندارم.چهار برادر و دو خواهر داشتم.مادرم خانه دار و پدرم کارش در آن زمان ساختن زنجیر و افسار برای اسبها بود.

اولین باری که به زیارت رفتید را به خاطر می آورید؟
از آنجایی که ساکن مشهد بودم و خانه مان در نزدیکی حرم قرار داشت هر روز به اتفاق مادرم به زیارت می آمدم. مادرم از سادات بودند و برای حرم مطهر ارزش بسیاری قائل بودند. در همین رفت و آمدهای روزانه به حرم باعث شد تا من نیز ارادت خاصی نسبت به امام رضا(علیه السلام) پیدا کنم.

http://www.jahannews.com/images/upload/0202/images/8.JPG

چه شد که به سمت نواختن نقاره رفتید؟

پدربزرگ، عموها و سه تا از برادرانم در نقاره خانه فعالیت می کردند و من به تبعیت از آنها وعشقی که به این کارداشتم این حرفه را آموختم. از نوزده سالگی به عنوان همراه و به نیابت از برادرانم در نقاره خانه مشغول شدم و کار نواختن را انجام میدادم. بسیار به کارم علاقمند بودم و هر روز برای انجام وظیفه می آمدم. حتی یک روز هم تعطیلی نداشتم و در بدترین شرایط در نقاره خانه حضور داشتم.اینها هم دست به دست هم دادند تا بدون شرایط گزینشی در سال 1349 با حکم رسمی جزو نقاره زنان امام رضا(ع) شوم.

نقاره در حرم آستان قدس رضوی در چه ساعاتی از روز نواخته می شود؟
نقاره نوازی در آستان قدس رضوی از اواسط قرن نهم شروع شد. در سال 860 ه.ق میرزا ابوالقاسم بابر، نوه گوهرشاد از هرات به مشهد آمد و دستور داد در باغ حرم نقاره بزنند.از آن به بعد تا کنون در ادوار مختلف؛ نقاره نوازی ادامه دارد و تنها یک بار از سال 1312 تا سال 1320 به دستور رضاخان تعطیل شد.
در حال حاضر ساختمان تاریخی نقارخانه در صحن انقلاب قرار دارد و در طول سال به غیر از دو ماه محرم و صفر و ایام سوگواری و شهادت امامان معصوم(ع)؛ در شبانه روز دو نوبت به مدت بیست دقیقه نواخته می شود. نواختن طبل وکرنا پیش از طلوع و غروب آفتاب است و در اعیادمذهبی و میلاد امامان (ع) هم مجددا دو بار دیگر قبل از نماز صبح و بعد از نماز مغرب به مدت بیست دقیقه نواخته می شود.

با توجه به این که شما پیرترین نقاره چی حرم هستید؛ چقدر مورد عنایت امام رضا(ع) قرار گرفته اید؟
من همیشه مورد لطف و توجه امام غریبم بودم و هستم. در خیلی از شرایط سخت با کرامات ایشان از طوفان خطر رهانیده شدم. چند بار به بیماری سختی مبتلا شدم و با معجزاتی که اتفاق افتاد رخت عافیت برتن کرده و هنوز با این کهولت سن خدمتگزار ایشان هستم.

شغل اصلی تان چیست؟
من بازنشسته ی تراشکاری هستم. همان زمان که مشغول کار شدم با صاحب کارم قرارداد کردم که به عنوان یک کارگر نمی توانم بیشتر از نصفه روز فعالیت داشته باشم چون مهمترین کار در زندگیم حضور به موقع در نقاره خانه بود.

حاجی از ازدواجتان بگویید؟
پدرخانمم پسر عموی پدرم و نقاره خانه چی بود. از آنجایی که فامیل بودیم ودر گذشته خانواده ها عروس پسرشان را اتنخاب و قبول می کردند من مطیع اوامر والدینم بودم.جوانهای آن موقع به ناموس مردم نگاه نمیکردند تا به کسی دل ببندد بزرگترها قبول می کردند .یک روز که از سرکار آمدم با خواهرم رفتیم تا دختری را که برایم انتخاب کرده بودند از نزدیک ببینم.
خانمم چادر سرش کرده بود و من روم نمی شد به صورتشان نگاه کنم. همشیره ام گفت : « یه چیزی بهش بگو..» اما من از روی شرم خیس عرق شده بودم و حتی یک نگاه هم به ایشان نیانداختم. با عجله از اتاق بیرون آمدم نفس عمیقی کشیدم، پیرزنی که در خانه ی همسرم زندگی می کرد به سمتم آمد وگفت:«تواینو نمیخوای؟» من گفتم: « برا چی نمی خوااام. میخوام اما روم نمیشه بگم...» بعد از چند روزبا مهریه 500 قرون، توحرم عقد کردیم و درخانه ی پدریم ساکن شدیم. هنوزم در خانه ی پدریم با همسرم زندگی می کنیم.به شکر خدا ،چهار دختر و دو پسر دارم.

روزی چند بار به حرم مشرف می شوید؟
روزی دو بارو حتما میام. صبح زود موقع مناجات از خواب برمی خیزم و بعد خوردن چای، عازم حرم می شوم. بعد خواندن نماز به سمت نقار خانه میروم و حدود صدو خورده ای پله را بالا می روم. بعد از اتمام وظیفه ام به خانه برمی گردم و تمام روز را کنار خانواده ام سر می کنم. یک ساعت و نیم مانده به غروب باز هم به حرم میآیم و بعد از نواختن نقاره و خواندن نماز به خانه برمی گردم. در ایام سوگواری ومحرم که نقاره خانه تعطیل هست، حتما روزی دو بار به حرم می آیم.

از حال و هوای حرم در ماه مبارک رمضان بگویید.
هر لحظه و هر دم حضوردر این بارگاه؛ عظمت و جلوه های معنوی خاصه خود را دارد اما ماه رمضان به صورت ویژه ای در طول ایام سال خودنمایی میکند.علاوه بر مراسم ترتیل خوانی قرآن کریم، بزررگترین مراسمی که هر ساله برگزار می شود، مراسم اکرام رضوی است که هر شب دوازده هزار نفر در صحن هدایت با افطار پذیرایی می شوند.در شب شهادت امیرالمونین نیز ایتام مشهد نیز به این جمع می پیوندند.

از فرزندانتان کسی در نقاره خانه کار نواختن را انجام میدهد؟
دو پسرهایم و نوه هام هم نقاره می زنند و بعدازمن، ان شاءالله سالها خدمت می کنند.البته دو تا از نوه های برادرم هم مشغول هستند.

به کسانی که علاقه دارند نقاره چی شوند چه توصیه ای می کنید؟
نواختن نقاره عشق به مولا می خواهد وارادت به معصومین (ع). سه تا چهارماه طول می کشد تا یک فرد این کار را یاد بگیرد . جوانان باانگیزه و مشتاق می توانند با ثبت نام و پیگیری و گذراندن مراحل گزینشی به جمع نقاره چیان حرم رضوی بپیونندند و بتوانند تعلیم ببینند.البته تمام این امر باید توسط معاونت اماکن متبرکه و هسته مرکزی گزینش آستان قدس رضوی صورت گیرد.

شنیده ایم شعر هم می گویید، این حرف صحت دارد؟
من شعر نمیگویم فقط شعر صدای کرنا ها را گفتم. هشت نفر کرنا می زنند ودر یک ردیف می ایستند. یکی شان بالاتراز بقیه می ایستد و به عنوان تک نواز گروه می شود. ایشان اول به گنبد مطهر سلام می کند و می گوید:
-سلطان دنیا وم عقبا علی بن موسی الرضا
بقیه جوابمی دهند: « امام رضا (ع) »
-امام رضا
-« غریب رضا »
-مولا، مولا، مولا، رضا جون، رضا جون، رضا جون
- یا امام غریب، امام رضا
-«رضا جون، رضا جون ، رضا جون »
-دوردوران امام رضا
ای دادرس بیچارگان
ای دادرس درماندگان
-« فریادرس فریاد رس »
وقتی می خواهند کرناها را بر روی زمین بگذارند همه می گویند:« یا فتاح، یا فتاح »

برخورد زائرین با شما به عنوان پیر ترین نقاره چی حرم و خادم حرم رضوی چگونه است؟
همه کسانی که مرا می بینند با سلام و احوال پرسی التماس دعا دارند و من هم به همه شان میگویم برای شما دعا می کنم.همیشه از خدا وامام رضا (ع) می خواهم حاجت های مردم را برآورده سازد، همه عاقبت به خیر شوند و عمر باعزت داشته باشند. برای همه ی دعا می کنم چون همه گرفتارند و بعضی ها بعدا می آیند و میگویند: الحمدالله مشکلشان حل شده و هرچه دارند از برکات این امام غریب است.البته بعضی ها هم هستند از تلویزیون منو دیده اند واز دورادور مرا میشناسند وقتی به زیارت مشرف می شوند و مرا می بینند،به همراه بچه هایشان درخواستمی کنند تا با من عکس بگیرند.من دل هیچ کس را نمی شکنم؛ با همه عکس می گیرم و به حرف دلهای شکسته گوش می دهم.

حرف آخر...
من در زندگیم چیزی ندارم. هر چه دارم به برکت امام رضا دارم. هر چه در زندگی خواستم به دست آوردم، با عزت و آبرو زندگی کرده ام، هیچگاه محتاج کسی نشدم و تمام فرزندانم را آبرومندانه به سرو سامان رسانیدم. فقط آرزو دارم آن دنیا امام رضا (ع) شفاعتم را کند وبه دادم برسد. از خدا می خواهم به شما،تمام مسئولان مجله تان و خوانندگانتان عمر باعزت بدهد و حاجتهای تان برآورده شود.

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.